
نویسنده: مارتین هولم نیلسن، بنیانگذار و مدیرعامل Arkyn
صورتهای افشای ریسک شرکتهای بزرگ نفت و گاز، فقط اسنادی حقوقی برای سهامداران نیستند؛ این گزارشها در واقع تصویری شفاف از مهمترین تهدیدهایی ارائه میدهند که مدیران ارشد این صنعت برای آینده کسبوکار خود جدی میدانند.
تحلیل شرکت Arkyn از افشاهای ریسک سال مالی ۲۰۲۵ در ۱۳ شرکت بزرگ نفت و گاز جهان، از اکسونموبیل و شورون گرفته تا شل و بیپی، نشان میدهد شش محور ریسک در تمام این گزارشها تکرار شدهاند. نکته مهم اینجاست که اگرچه در بسیاری از این اسناد، نام «نگهداری و تعمیرات» بهصراحت مطرح نمیشود، اما تقریباً همه این ریسکها در نهایت به عملکرد داراییهای فیزیکی و کیفیت نگهداری آنها بازمیگردند.
به بیان سادهتر، میزان بلوغ یک شرکت در نگهداری تجهیزات، تعیین میکند که تا چه حد در برابر ریسکهایی که خود مدیرانش به سرمایهگذاران اعلام کردهاند، آسیبپذیر باشد.
۶ ریسک مشترک در گزارش ۱۳ غول نفت و گاز
Arkyn با بررسی گزارشهای ریسک ۱۳ شرکت بزرگ شامل ExxonMobil، Chevron، ConocoPhillips، Halliburton، Petrobras، BP، TotalEnergies، Equinor، Eni، SLB، Occidental، Marathon Petroleum و Shell به این نتیجه رسیده است که شش ریسک در تمام پروندهها مشترک هستند:
- نوسان قیمت و حاشیه سود
- الزامات قانونی و انطباق مقررات
- تغییرات اقلیمی و گذار انرژی
- مخاطرات عملیاتی و ایمنی
- امنیت سایبری
- خرابی تجهیزات یا اختلال در عملیات
این بخشهای افشای ریسک، در گزارشهای سالانه شرکتها، از جمله در فرمهای 10-K و 20-F، بهصورت قانونی الزامی هستند. متن این بخشها معمولاً با دقت حقوقی بالا تنظیم میشود و مدیران ارشد مسئولیت آن را میپذیرند. به همین دلیل، این گزارشها را میتوان یکی از صادقانهترین منابع برای درک نگرانیهای واقعی مدیریت دانست.
برای نمونه، هالیبرتون در گزارش سال مالی ۲۰۲۵ خود درباره نوسان قیمت چنین مینویسد:
«سطح فعالیتهای اکتشاف، توسعه و تولید بهطور مستقیم تحت تأثیر روند قیمت نفت و گاز طبیعی قرار دارد؛ قیمتهایی که در گذشته نوسان زیادی داشتهاند و به احتمال زیاد همچنان بیثبات باقی خواهند ماند.»
وقتی قیمتها و حاشیه سود از کنترل مدیریت خارج میشوند، تنها اهرم واقعی برای حفظ عملکرد، افزایش بهرهوری از داراییها و نیروی انسانی موجود است. اینجاست که نقش نگهداری و تعمیرات از یک فعالیت پشتیبان، به یک ابزار راهبردی برای کنترل ریسک تبدیل میشود.
نقطه تلاقی ریسک افشاشده و نگهداری تجهیزات کجاست؟
در میان این شش محور، «خرابی تجهیزات یا اختلال در عملیات» مستقیمترین پیوند را با نگهداری و تعمیرات دارد؛ زیرا این ریسک، خیلی سریع و شفاف به زیان مالی تبدیل میشود.
برای مثال، اگر یک پالایشگاه به دلیل یک روز توقف برنامهریزینشده، ۲۵۰ هزار بشکه از ظرفیت عبوری خود را از دست بدهد و حاشیه سود پالایشی را ۱۰ دلار به ازای هر بشکه در نظر بگیریم، تنها در یک روز حدود ۲.۵ میلیون دلار از سود ناخالص از بین میرود. این رقم هنوز شامل هزینههای راهاندازی مجدد، اضافهکاری نیروها یا جرایم قراردادی نیست.
هرچه بلوغ نظام نگهداری در یک سازمان بالاتر باشد، نیاز به تعمیرات ناشی از خرابیهای ناگهانی کمتر میشود. حرکت از رویکرد واکنشی، یعنی تعمیر پس از خرابی، به سمت نگهداری پیشگیرانه و پیشبینانه باعث میشود مشکلات در مراحل اولیه شناسایی شوند؛ پیش از آنکه خودِ تجهیز زمان و نحوه خرابی را تعیین کند.
اما ریسک فقط به خرابیهای ناگهانی محدود نیست. تعمیرات و توقفات برنامهریزیشده نیز میتوانند اثر بزرگی بر عملکرد مالی شرکتها بگذارند. در پالایشگاهها، پروژههای توقف و راهاندازی مجدد (Turnaround) آنقدر مهم هستند که تأخیر زمانی یا افزایش هزینه در آنها میتواند نتایج فصلی شرکت را تغییر دهد. برآورد مککنزی نشان میدهد مدیریت بهتر این توقفات میتواند تا ۳۰ درصد بهبود در زمانبندی و هزینه ایجاد کند.
در واقع، خرابیهای ناگهانی و توقفات برنامهریزیشده دو روی یک سکهاند: هر دو ظرفیت تولید را تهدید میکنند و هر دو در نهایت به کیفیت برنامهریزی، اجرا و ثبت فعالیتهای نگهداری بستگی دارند.
چرا شکاف مهارتی، نقطه کور این صنعت است؟
یکی از جالبترین یافتههای این تحلیل، کمتوجهی بسیاری از شرکتها به ریسک نیروی انسانی متخصص است. از میان ۱۳ شرکت بررسیشده، فقط ۷ شرکت بهطور مشخص موضوع استعداد، مهارت یا توانمندی نیروی کار را بهعنوان یک ریسک مستقل مطرح کردهاند: Halliburton، SLB، BP، Equinor، Petrobras، Shell و TotalEnergies.
این در حالی است که صنعت نفت و گاز در بسیاری از کشورها با پیر شدن نیروی کار عملیاتی و موج بازنشستگی نیروهای باتجربه روبهروست. به همین دلیل، اینکه تقریباً نیمی از این شرکتها هنوز شکاف مهارتی را در سطح ریسکهای رسمی خود ثبت نکردهاند، فاصلهای معنادار بین واقعیت میدان و متن گزارشهای رسمی را نشان میدهد.
پتروبراس در اینباره در گزارش خود مینویسد:
«دشواری در جذب، توسعه و حفظ افرادی با مهارتها و صلاحیتهای موردنیاز، میتواند بر اجرای راهبرد ما اثر منفی بگذارد.»
وقتی یک تکنسین باتجربه ابزار دقیق بازنشسته میشود، شاید بتوان ساعت کاری او را با نیروی جدید جایگزین کرد، اما دههها تجربه، شناخت الگوهای خرابی و دانش خاص همان سایت، بهسادگی قابل جایگزینی نیست؛ مگر آنکه این دانش پیش از خروج فرد، در قالب رویهها، چکلیستها و برنامههای کاری ثبت شده باشد.
شرکتهایی که این ریسک را جدی گرفتهاند، معمولاً با نشانههایی مانند کند شدن اجرای کارها، افزایش دوبارهکاری و نوسان بیشتر در کیفیت عملیات مواجه هستند.
مدیران صنعتی اکنون چه باید بکنند؟
بر اساس این تحلیل، دو اقدام راهبردی بیش از بقیه اهمیت دارند.
۱. بودجه نگهداری را بهعنوان ابزار کاهش ریسک ببینید
نخستین اقدام این است که بودجه نگهداری و تعمیرات، نه صرفاً بهعنوان یک ردیف هزینه، بلکه بهعنوان سرمایهگذاری برای کاهش ریسک دیده شود.
مدیران باید backlog یا عقبماندگی فعالیتهای نگهداری را بر اساس همان ریسکهایی اولویتبندی کنند که شرکت در گزارشهای رسمی خود افشا کرده است: ایمنی، پیامدهای زیستمحیطی، اثر بر تولید و الزامات انطباق.
وقتی یک پروژه نگهداری با زبان «کنترل ریسک» و «حفظ مجوز فعالیت» تعریف شود، جایگاه آن در رقابت برای دریافت بودجه با زمانی که صرفاً بهعنوان «هزینه تعمیرات» مطرح میشود، کاملاً متفاوت خواهد بود.
۲. پیش از افزودن هوش مصنوعی، زیرساخت داده را اصلاح کنید
اقدام دوم، اصلاح کیفیت دادهها پیش از حرکت به سمت تحلیلهای پیشرفته و هوش مصنوعی است.
گارتنر برآورد میکند کیفیت ضعیف دادهها بهطور متوسط سالانه حداقل ۱۲.۹ میلیون دلار به سازمانها زیان میزند. همچنین Deloitte هشدار میدهد که بدون دادههای پایه قابل اعتماد و حاکمیت داده مناسب، ابزارهای هوش مصنوعی مولد مستعد تولید توصیههای نادرست و خروجیهای گمراهکننده هستند.
شرکتهایی که واقعاً به مدیریت دارایی مبتنی بر هوش مصنوعی فکر میکنند، باید از دادههایی شروع کنند که تکنسینها و اپراتورها امروز در خط مقدم ثبت میکنند. اگر گزارشها در پایان شیفت و صرفاً از روی حافظه تکمیل شوند، دادهای که الگوریتمها از آن یاد میگیرند، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، نوعی روایت ناقص و غیرقابل اتکا خواهد بود.
چرا دادههای خط مقدم اینقدر مهماند؟
دادههای اجرایی خط مقدم، همان اطلاعاتی هستند که در لحظه انجام کار روی داراییها ثبت میشوند: اعلانها، زمانهای صرفشده، کدهای خرابی، اندازهگیریها، عکسها و یادداشتهای تکمیل کار.
این دادهها خوراک اصلی تحلیل قابلیت اطمینان، مستندسازی انطباق و سامانههای نوین مدیریت دارایی مبتنی بر هوش مصنوعی هستند. کیفیت این دادهها نه در اتاق مدیریت، بلکه در همان لحظه انجام کار و توسط نیروهای عملیاتی تعیین میشود.
جمعبندی
آنچه مدیران نفت و گاز در گزارشهای رسمی خود به سرمایهگذاران اعلام میکنند، از منظر عملیاتی تا حد زیادی همان ریسکهای قابلیت اطمینان، نگهداری و اجرای عملیات است.
شرکتهایی که نگهداری و تعمیرات را بهعنوان یک ابزار کنترل ریسک میبینند، بهتر میتوانند از تداوم تولید، جریان نقدی و مجوز فعالیت خود محافظت کنند؛ همان سه مؤلفهای که در نهایت بقای کسبوکار را تضمین میکنند.
در نتیجه، نگهداری و تعمیرات در صنایع داراییمحور، دیگر فقط یک فعالیت فنی یا هزینه اجتنابناپذیر نیست؛ بلکه بخشی از معماری راهبردی مدیریت ریسک سازمان است.